باز باید باور کنم
باز باید دل ببندم و
باز باید با این دل خسته از روزگار و نا مرادی هایش بازی کنم
آه که خسته از دل بستن به کسانی که در اول تا ابد با تو هستن و در آخر .....
چه باید کرد با این همه نا مرادی و نا مردی و .....
روزگار غریبیست. درد دل زیاد و وقت کم.
باید این غصه را با خود به گور برم.









